به نام او که آفریدت؛ استوارت کرد و متعادلت ساخت. انفطار: 7... میگن: دایهء مهربانتر از مادر. طعنه به آدمیه که در حمایت از یک فکر، زیاده‌روی کنه و از زمامدارش هم دوآتشه‎تر بشه. خارجیا میگن: بعضیا: more catholic than Pop هستند؛ از پاپ هم کاتولیک‌تر. بعضی از بادمجان دورقاب‌چین‌های شاه وقتی دستور میداد فلانی رو بیارید توبیخ کنم، از سر خودشیرینی، میرفتن سرشو میاوردن... میگن: شاه میبخشه وزیر یا شاه‌قلیخان خیر. یا: خدا میبخشه کدخدا نمیبخشه... پیروان یک مکتب صحیح هم در معرض ابتلا به خطر جلوزنی از ایدئولوگ‌ها هستندر حالی که لازمهء اطاعت، ملازمته: اللازمُ لهم لاحق.... و تقدّم و پیشتازی، همونقدر ملامت شده که تاءخیر و کندروی. به شهادت تاریخ، بعضیها عوض پیروی از ولیّ امر - قرآن ناطق - تحت فشارش قرار میدادند که باید چنین و چنان عمل کنی. شبیه رفتاری که با قرآن صامت شد. به قول علی علیه السلام بعضیا به جای اینکه ماءموم قرآن باشند، امام کتابند: کاءنّهم ائمّةُ الکتاب و لیس الکتابُ امامَهم. خطبهء 147. در مقطع سکوت بیست و پنج سالهء مولا علی علیه السلام، امام حامیانشو از برخوردهای تند برحذر میداشت. حتی در کیفیت معامله با خلیفهء اول، نظری متعادلتر از دیدگاه همسر بزرگوارشون داشت. بعضی از پیروانِ مفرِط امام، قصد ترور خلیفهء سوم رو داشتند و امام، حسنین و جوانان هاشمی رو ماءمور حفاظت از جان عثمان کردند. البته آخرش، کاسه‌های داغتر از آش، کار خودشونو کردند. پیراهن خونین عثمان، بهانه‌ به دست دشمن داد و در زمان خلافت پنج‌سالهء علی علیه السلام، بار طاقت‌فرسای سه جنگ بر دوش ایشان تحمیل شد... در زمان ما هم، اگر ولی فقیه، به نیت "اتحادِ حول «کلمهء سَواء» در بین فِرق مسلمین" به صحّت نمازخواندن شیعه در مکه با حالت تکتّف یا بدون مُهر، فتوا میده، دیگه روا نیست مقلّدان، به همسر پیامبر صلوات الله علیه اهانت کنند. برخی از سبّ و لعنها و تندروی‌ها، کارشکنی در برابر ولیّ امریست که تاءسیس هفتهء وحدت را به صلاح کیان اسلام دانسته است... نتیجه‌گیری: در هر آئینی، تقدّم مقلّد از مقتدا ناپسنده. در مرام ما، تبرّی و قاطعیّت فرد مسلم و کوتاه‌نیامدن با غاصب لازمه؛ اما همیشه باید در این خصوص، ملازم امام حرکت کرد. المتقدمُ لهم مارق... درست نیست دایهء مهربانتر از مادر شدن! عرضم تمام!


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 15:50  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام شنونده و نگارندهء گفته‌های خلق. آل‌عمران: 181... میگن: حرف جزو باد هواست؛ لابد یعنی اعتباری بهش نیست. طرف وعده‌ و پیشنهادی میده یا در باغ سبزی رو نشون میده... بعد که پیگیری میکنی میگه: حرفی بود زدیم و تمام شد. جدّی نگیر. خارجیام میگن: the words are nothing but wind. کلمات چیزی جز باد نیست... اگه منظور اینه که دهان، مجازه بی‌قاعده و بی‌پیگرد باز بشه، پس چرا بزرگان در مقابل بعضی حرفها ساکت ننشستند؟ علی علیه السلام یه بار به کسی که حرفی گنده‌تر از دهانش زد، فرمود: پر در نیاورده، پریدی؟ لقد طــِرتَ شکیرا"... دهنت بوی شیر میده. اونوخ بانگ برمیکشی؟ هدَرتَ سَقبا... حکمت 402... بعضی حرفها قابل اغماض و تحمل نیست. مردم: تحسَبونَهُ هیِّنا"... میگن بیخیال. بشنو و باور مکن؛ در حالی که: هو عنداللهِ عظیم. نور:15. دختر پیامبر خاتم علیهما السلام، برای یه قصه‌ای چهار تا شاهد عادل میاره که سه تاش همسر و دو فرزندش هستند. شهود، به راحتی رد میشه و دهانی باز میشه به تکلّم: فلانٌ کالثّعلب شاهٍدُهُ ذنَبُه.... به روباه گفتند شاهدت کیه؟ گفت: دمم.... این حرفو میشه نشنیده گرفت. کبرت کلمةً تخرجُ من افواهِهم. کهف: 5. گنده‌تر از دهانه. باد نیست. همه‌شو کُلاّ: سنکتُـبُ ما یقول. مکتوب میکنیم. مریم: 79. اینطور نیست که بگی و بری... البته گاهی باید نسبت به بعضی حرفها بی اعتنا بود. در برابر خطاب جاهلان، به گفتن: سلام بسنده کرد و رد شد. فرقان:63. کسانی که امام معصوم علیه السلام رو با نصایح ظاهرا مشفقانه از ورود به قتلگاه کربلا پرهیز میدادند، خب امام وقعی به این کلمات نگذاشت؛ زبان حالش این قول حافظ بود: نصیحت همه عالم به گوش من باد است. خوبان، وقتی وظیفهء شرعی و قانونی براشون محرز میشه، دیگه: لایخافون لومة لائم. مائده: 54... یه گوشو در میکنن گوش دیگرو دروازه... مخلص کلام: اگر تکلیف شرعیتو احراز کردی، گوش به ملامت ملامتگر یا تضعیف‌کننده نده... اما در برابر گفتهء ناحق، قد علم کن. بگو: انکم لتقولون قولا" عظیما. حرف اشتباه شما، بزرگ بود؛ نه قابل اغماض: اسری:40. اینطور نیست که خیال کنیم حرف جزو باد هواست. عرضم تمام!


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  دوشنبه ششم بهمن 1393ساعت 12:43  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام او که از به فراموشی سپردنِ نصیب دنیوی، نهی کرد. قصص:77... میگن آرزو بر جوانان عیب نیست. بعضی از پا به سن گذاشته‌های فاقد نشاط، از جوونا هم انتظار بی‌نشاطی دارند. در حالی که به قول حافظ: بس طور عجب، لازم ایّام شباب است. به تعبیر همین شاعر: «حُسن و نازکی‌فروشی» معامله‌ای است که در عالم شباب رود. میگن: کودک در حال زندگی میکنه؛ پیر در گذشته؛ جوان در آینده. کلی آمال و امیال در سر داره که ندیده‌گرفتنش نه ممکنه، نه لازم. رندی و هوسناکی در عهد شباب اولی. حافظ... درست اینه که قوای جوان رو به رسمیت بشناسیم؛ فوقش بهش جهت بدیم. از قرآن بیاموزیم... ببینید... یکی از داشته‌های انسان، «شگفت‌زدگی» است. اینکه من از چیزی ناگهان تعجب کنم، اینو خدا داده. اگه لازم نبود، نمی‌داد. حالا قرآن به مقولهء تعجب که میرسه، ابتدا اونو به رسمیت میشناسه. بعد برای مصرفش پیشنهاد میده. چطو؟ میگه: ای پیامبر! ان تعجَب... اگر میخوای تعجب کنی، گرینهء پیشنهادیم اینه: فعجبٌ قولُهم اءئذا کنّا ترابا" اءئنا لفی خلق جدید؟: از این تعجب کن که مردم میگن: مگه میشه بعد از مرگ زنده شد؟ رعد: 4... یا در بخشی از دعای روز چهارشنبه، امام سجاد علیه السلام یاد داده اینجوری دعا کنیم: اللهم اجعل قوّتی فی طاعتک. من قویم و این امتیاز منه نه نقصم. حالا خدایا! این نیرو رو در مسیر طاعتت هزینه کن... و نشاطی فی عبادتک... سرزندگی، حسن منه نه عیبم. اتفاقا آدم ناشاد باید ملامت بشه... اما خدایا این نشاطو در مسیر عبادتت مصروف کن... و رغبتی فی ثوابک: کشش و تمایلات من، غرورآفرینه نه مایهء سرشکستگی. البته... توفیق بده این میل رو در جهت کسب ثواب تو سرمایه‌گذاری کنم... و زهدی فیما بوجب لی الیم عقابک... ترس و پاعقب‌کشیدن هم از خصوصیّات خوب منه... توفیق بده اونارو در هرچه موجب عذاب توست، خرجش کنم. نتیجه‌گیری: قوت، رغبت، شگفت‌زدگی، ترس، نشاط، حتی رندی و هوسناکی و آرزومندی، سرمایه‌های خدادادی آدمیست. همانطور که استفادهء نادرست اینها غلطه، ندیده‌گرفتن و عاطل‌گذاشتنشون هم ناصوابه؛ خصوصا" در مورد جوان که اوج این سرمایه‌ها در او ذخیره شده.. داشتنش افتخارآمیزه، نه مایهء کسر شاءن. آرزو بر جوانان عیب نیست... عرضم تمام!


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  شنبه چهارم بهمن 1393ساعت 14:49  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام خدای غنی؛ مالک آسمانها و زمین و منتقد گفتار بی‌کردار خلق: یونس: 68... میگن: با حلواحلوا کردن، دهن شیرین نمیشه. اسم گل گفتن، نیارد گل به باغ... بعضیها با زبان، به چیزی ابراز علاقه میکنند اما برای دستیابی بهش تلاش نمیکنن. بدتر از اون: گاهی زبانشون با دلشون ناهماهنگه. به قول امام رضا علیه السلام کسی که: استغفر بلسانه و لم یندم قلبـُـه: به لفظ بگه: پشیمانم و قلبا" مصمم به ادامهء گناه باشه، خودشو مسخره کرده. به تعبیر حافظ: کسی که با زبان، تمنای وصل کند؛ اما در عمل عشق نورزد: احرامِ طوفِ کعبهء دل، بی‌وضو ببست... مُحرم شده ولی بی‌طهارت. پس حرف خالی کافی نیست. اساسا" خیلی از اونایی که ادعاهای گزاف میکنن، اهل عمل نیستند؛ ابر پررعد و برق اما بی‌باران را مانند. انگلیسیا میگن: the dog that means to bite does`nt bark. سگی که پارس میکنه گاز نمیگیره. ازش نترس. از آن بترس که سر به تو دارد. علی علیه السلام شاکی از پیروان حرّاف اما بی‌عملش میگه: هنگام صلح، باد به غبغب میندازید، اشتلم‌خوانی میکنید که: «کیتَ و کیتَ» خطبهء 29. چرا جنگ نمیشه؟ ما تا آخر ایستاده‌ایم. اما روز معرکه میگید: حـَیدی حـَیاد. ای جنگ! دور شو نمیخوایمت!... انسان بهتره به جای «الدرم پلدرم»کردن، عمل کنه. به کنفسیوس منسوبه که به جای لعنت فرستادن به تاریکی، شمعی برافروز: اِن تُضیء شمعةً خیرٌ من ان تـَلعنَ الظُّلام. سعدی‌گفتنی: مقالاتِ بیهوده، طبل تهیست / دوصد گفته چون نیم‌کردار نیست. به قول خارجیا: action speak louder than words اعمال، رساتر از کلمات سخن می‌گن. بعضی صحنه‌ها به اندازهء ساعت‌ها سخنرانی موثره. امیر مومنان علیه السلام در ساعات آخر عمرشون میگن: به زودی میمیرم. از من کالبدی خالی و بی‌جنبش: جُـثّةً خـَـلاءً باقی میمونه... و این آرمیدن من: هـُدُوّی ... و از گردش‌افتادن چشمان من: خُفوتُ اِطراقی... و بی‌تحرک‌شدن پاها و دستان من: سکون اطرافی... این صحنه‌ها کمتر از سخنرانی عبرت‌انگیز نیست: اوعَظُ للمعتبرین من المنطق.. خطبهء 149. نتیجه‌گیری: خیلی وقتا نیازی به کلام نیست. ضمن اینکه ادّعا و آرزوی خالی فایده‌ای نداره: به عمل کار برآید. با حلواحلواکردن دهن شیرین نمیشه. عرضم تمام!


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  جمعه سوم بهمن 1393ساعت 20:20  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام خریدار جان و مال موءمنان در ازای بهشت... توبه: 111... میگن: بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. تصاحب بهشت، آرزوی خیلی از ماهاست؛ بلکه همه‌مون. بعضیا شاید گمان کنن چون فروشنده‌ء بهشت، خدای ارحم‌الراحمینه، از همین رخنه وارد میشیم. باهامون مسامحه میکنه. هرجور شده ازش میگیریم؛ در حالی که خدای سریع‌الرّضا «شدید المحال» هم هست: سختگیر. رعد: 13. لذا اگه رفتی توی این نقشه که بهشت را با خدعه از چنگ خدا دراری، همینجا خیالتو راحت کنم که گول نمیخوره: لا یُخدَعُ اللهُ عن جنّته. خطبهء 129. عملت چیست که فردوس برین می‌خواهی؟ حافظ... بهشت، درّ گرانیست؛ به هر کس ندهندش: حـُـفّت بالمکارِه... دورشو با سیم خارداری از جنس بلا و سختی‌ پوشوندن: خطبهء 176... البته متقابلا ماه معظّم شعبان رو: حففتَهُ بالرّحمة... با حصاری از رحمت و رضوان، دورگیری کردن؛ که ز هر طرف درآیی، میخوری به رحمت. این به اون در... ولی به هر حال شک نیست که حافظ‌گفتنی: قصر فردوس به پاداش عمل میبخشند. به قول علی علیه السلام: هر قدر طاعت و اطاعت کنی، به مرضات الهی نایل میشی: هرچقدر پول بدی آش میخوری: لا تـَـنالُ مرضاتُهُ الا بطاعته. خطبهء 129.  تازه داخل بهشت هم بری، کار خاتمه پیدا نمیکنه. لکلٍّ درجاتٌ ممّا عملوا. انعام: 135. منازل به مقدار احسان دهند. بوستان سعدی... حافظ قرآن اگه باشی بهت میگن یه آیه بخون یه پلّه بالا برو. اقرء و ارقاء... جالبه ظریفی میگفت: ما خیال میکنیم شفاعت فقط برای خلاصی از دوزخه؛ در حالی که در جملهء معروف زیارت منصوصه و مخصوصهء فاطمهء معصومه سلام الله علیها میخونیم: یا فاطمه! اشفعی لی فی الجنه. توی بهشت منو شفاعت کن... عجب!.. اونجا برای چی؟... تو که با رهایی از دوزخ و دخول در بهشت، فائز شدی. آل‌عمران: 185. میگه بله... ولی زیاده‌خواه و کمالجو هستم. با شفاعت، در پی ارتقاء رتبه و احراز مدارج بالای بهشتم. نتیجه‌گیری: بهشت، رایگان و حتی ارزان نیست. هزینه‌ش چیزائیه مثل تحمّل بلا، طاعت خدا، احسان، قرائت قرآن و حتی شفاعت. به قول شهید بهشتی: بهشت را به بها بدهند و به بهانه ندهند. عرضم تمام!


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  جمعه سوم بهمن 1393ساعت 18:22  توسط شیخ 02537832100  | 

ایران، جاودان چون ماه و خورشیدی / در دلهامان، دمبدم، چون سحر، آمیزهء عشق و امیدی...
ایران، ای گوهر یکتای من / ایران، سرمایهء سودای من...
آه... ای جان جانها - تا جاودانها / نام تو ماند بر زبان‌ها...
ایران - ایران - ایران...
ایران - ایران - ایران...
ایران چه لاله‌ها که پروردی - تا شام تیره را سحر کردی...
تا هستم ای جان با تو شادم - تنها تو می‌مانی به یادم...
ایران، جاودان چون ماه و خورشیدی / در دلهامان، دمبدم، چون سحر، آمیزهء عشق و امیدی
-----------------------------------------------------------------
ترانه‌سرا، آهنگساز و تنظیم‌کننده : هاشم شریفزاده | خواننده: رضا شیخ محمّدی | تار: ه.شریفزاده، ضرب و دف: رضا احسانپور | لینک دریافت ترانه: اینجا


برچسب‌ها: هاشم شریفزاده, رضا احسانپور
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت 18:28  توسط شیخ 02537832100  | 

دست از طلب ندارم تا کام من برآید / یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
بگشای تربتم را بعد از وفات و بنگر - کز آتش درونم دود از کفن برآید
بنمای رخ که خلقی واله شوند و حیران / بگشای لب که فریاد از مرد و زن برآید

شعر: حافظ (که هاشم شریفزاده عنوان کرد که تصویب شده و بعدا" هم که جواد فلاحتی ارسال کرد، به تصویب مجدد رسید) آهنگساز و تنظیم‌کننده : هاشم شریفزاده | خواننده: رضا شیخ محمّدی | تار: ه.شریفزاده | دف: رضا احسانپور | نی: امیر حاج ابراهیمی | سنتور: الماسپور | کمانچه: محسن فهیمی | ویولن، ویولا: وحید خرّمی | دیوان باس: ؟ | ویولنسل: سمپل یا زنده؟ | فلوت، کنترباس، ابوا :سمپل
 
لینک دریافت:  اینجا 

برچسب‌ها: هاشم شریفزاده, رضا احسانپور, امیر حاج‌ابراهیمی
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت 18:8  توسط شیخ 02537832100  | 

 از چه ای نگار من - صید بیقرار من / ز حال و روزگار من - خبر نداری؟...
نازنین نگار من - بگذر از کنار من / به حال زار من چرا - نظر نداری؟...
از تو تنها - مانده بر جا - آتشی سوزان به جانم / دم به دم - با هر نفس - از پیش و پس - می‌سوزد اکنون آشیانم / می‌سوزد اکنون آشیانم...
عشقت شرر داده به دل - پای جنون مانده به گل / اینهمه بهر تو می‌کشم از جور زمانه...
سرگشتهء دام توام - چون آهویی رام توام - تیر غمت شده بر دل من جانا روانه...

---------------------------------------------------------------------
ترانه‌سرا، آهنگساز و تنظیم‌کننده : هاشم شریفزاده | خواننده: رضا شیخ محمّدی | تار: ه.شریفزاده، کمانچه: سینا معتمد، ضرب: رامین علیپور | لینک دریافت ترانه: اینجا

برچسب‌ها: رامین علیپور, رضا احسانپور, هاشم شریفزاده
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت 18:0  توسط شیخ 02537832100  | 

می‌روم، تنها در دامن صحراها / می‌کِشم، دامن از این کویر سوزان به سوی دریاها....
صحرا؛ تا هستم از تو - چون ابر بهاران می‌گریزم / دریا؛ تا هستی با من - هر شب - چون آسمان - بر دامنت ستاره می‌ریزم....
مسافر صحرای شبم غم طوفان ندارم / تا غم شده حاصل من - آتش زده بر دل من - سرو سامان ندارم....
تو - در ساحل آسودگی‌ها / من - در آتش بیهودگی‌ها / می‌روم تا دریاها - می‌رهم از آلودگی‌ها....
می‌روم، تنها در دامن صحراها / می‌کِشم، دامن از این کویر سوزان به سوی دریاها....

شاعر، آهنگساز و تنظیم‌کننده: هاشم شریفزاده | کمانچه: سینا معتمد، سنتور: الماسپور، ضرب: رامین علیپور، ویولون: وحید خرّمی، تار: هاشم شریفزاده، دف: رضا احسانپور | لینک دریافت فایل صوتی: اینجا


برچسب‌ها: هاشم شریفزاده, رضا احسانپور, رامین علیپور
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم دی 1393ساعت 17:37  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام خدای مرمّت‌کنندهء استخوان شکسته. از دعای جوشن کبیر. میگن: خدا گر ببندد ز حکمت دری / ز رحمت گشاید در دیگری... در قرآن می‌خوانیم: اگر آیه‌ای نسخ و تبدیل شد: بدّلنا آیةً مکانَ آیه: نحل: 101، نگران نباشید: ناءتِ بخیرٍ منها او مثلِها: بهترشو ندیم، شبیهشو میدیم. بقره، 106. از آن زمان که فکندند چرخ را بنیاد / دری نبست زمانه که دیگری نگشاد... در داستان مشهور خضر و موسی که درود حق بر آن دو، وقتی در خلال سفر به جوان نورسی برخورد کردند، نه که خضر به علم لدنّی مسلّح بود (علّمناه من لدنّا علما) رفت به زمان آینده: به قول سینماگرا فلش‌فوروارد زد. دید اون جوان برای پدر و مادر موءمنش، دردسر بزرگیست. خضر برگشت به زمان حال و جوانِ فعلا" بیگناه رو کشتش! بعد برای موسای شگفت‌زده توضیح داد که این خلاء، بی‌جایگزین نخواهد ماند. جبران میشه: یُبدِلَهما ربُّهما خیرا" منه زکاةً و اقربَ رُحما" / کهف: 81. خدا فرزند پاکنهادتر و مهربانتری نصیب والدینش میکنه. غصه‌شو نخور موسی!... به تعبیر اهلی شیرازی: تا خدا نگشود صد در بر کسی، یک در نبست. میگن: مرحوم ولدآبادی قزوینی، تنها شاگرد غیرمجتهد مرحوم آخوند خراسانی بود... اما عوضِ این کاستی، بابی از ارتباط با علوم غریبه و کرامات به رویش باز شد و ادعیهء شفابخشش تاءثیر شگرفی روی بیماران داشت. صائب تبریزی زیبا گفته: یافت در بی‌بصری گمشدهء خود یعقوب / دیده از هر که گرفتند، بصیرت دادند. لذا دیدید بسیاری از نابینایان، از تواناییهای عجیبی برخوردارند. از اونور شماری از بیناها به قول قرآن: چشم جهان‌بین دارند اما دیدهء جان‌بین خیر: تراهُم ینظرون الیک و هم لایبصِرون. اعراف: 198. ای پیامبر! بعضیهارو میبینی بصر دارند بصیرت خیر! به قول علی علیه السلام «ناظرةً عمیاء» هستند: بینای نابینا! خطبهء 107: دیدن روی تو را دیدهء جان‌بین باید / وین کجا مرتبهء چشم جهان‌بین من است. حافظ... کربلایی کاظم، خواندن و نوشتن نمی‌دانست؛ اما حافظ کل قرآن بود. طلبه‌ها برای امتحان، کتاب مطوّل رو که حاوی آیات قرآنه، میدادند دستش. سریع تشخیص میداد کجاش قرآنه کجاش خیر. میگفت: من که سواد ندارم؛ ولی آیات را به رنگ سفید می‌بینم! نتیجه‌گیری: خدا همهء درهارو به روی بنده‌ش نمی‌بنده. اگر کاستیی در جهان خلقت دیدی، اعتراض نکن. شاید حکمتی در کاره. خدا گر ز رحمت ببندد دری/ ز حکمت گشاید در دیگری! عرضم تمام!

فایل صوتی اصلی

در 93/10/27 ساعت حدود ده دقیقه به دوازده شب در خلال برنامهء شبستان از رادیو معارف پخش شد؛ البته با حذف قسمت مربوط به ولدآبادی قزوینی و نیز حاج کاظم (دومی را خودم در نسخهء صوتی که تحویل سید احمد محمودی تهیّه‌کننده دادم، حذف کردم.)... لینک فایل صوتی برنامهء شبستان که در دقیقهء 34، عسل و مثل پخش شد. دریافت از خود سایت رادیو معارف: اینجا


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت 2:38  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام مبدّل بدی به خوبی! (فرقان: 70) میگن: کما تَدینُ تُدان! هرجور وام بدی، بهت وام میدن! مثل خودت باهات رفتار میشه. از هر دست بدی، با همون دست میگیری. من یَزرعِ الشّوک، لایـَـحصَدُ به عنبا: خار بکاری، انگور نمی‌چینی. نپندارم ای در خزان کــِـشته جو - که گندم ستانی به وقت درو. بوستان سعدی. گندم از گندم بروید؛ نه چیز دیگه. در قرآن آمده: من کفر فعلیه کفُرُه و من عمل صالحا" فلانفسِهم یمهدون (روم:44) کفر، دامنگیر کافِر میشه. باد کاشته، طوفان درو میکنه... نیکویی هم در صندوق پس‌انداز عاملش ذخیره میشه. امروز به دیگ میریزه و فردا به قاشق میاد... در این آیه شاهد یک ناهماهنگی بین مبتدا و خبر هستیم که به زعم حقیر، جلوهء عینیِ سرعتِ تلافی است. چطور؟ میدونید در قرآن آمده: لان شکرتم لازیدنکم (ابراهیم:7) ترجمه کردند: شکر نعمت، نعمتت افزون کند. در حالی که خدا میگه: لازیدنّکم. خودتونو افزون میکنم. با شکر، از انفراد و کوچکی میاید بیرون. گسترش پیدا میکنید. لایق «جنةٍ عرضـُها کعرض السماء و الارض» میشید. (حدید:21) حالا در آیه‌ء (من عمل صالحا" فلانفسِهم یمهدون) گرچه مورد بحث شکر نیست و عمل صالحه، اما انگار نیکوکاری هم مثل شکر، موجب گسترش فرد میشه. لذا جمله با نهاد مفرد شروع شده: من عمل صالحا": اینجا صحبت یک نفره. ولی به گزارهء جمع منتهی میشه: فلانفسهم یمهدون. اینجا او میشه آنان... انگار حق، پاداش نیکوکار رو درجا بهش داده و تکثیرش کرده و آیه رو با ضمیر و فعل جمع کامل کرده: یمهدون... در حالی که در بخش «من کفر فعلیه کفره» این اتفاق نیفتاده: کافِر کوچیک مونده!... هر عمل از نیک و بد با دست تو سر می‌زند / مزد آن در پشت در، در آن زمان در می‌زندبنابر این دنیا دار بده بستانه. از مکافات عمل غافل مشو. خشت به آسیاب ببری، خاک نصیبت میشه. در آیات آغازین سورهء اسرا میگه: هربار شما مومن می‌شدید، بهتون مدد می‌کردیم. همینکه کم ‌میذاشتید مام رهاتون ‌میکردیم. دوباره توبه کردید؛ رابطه‌مون با شما محکم ‌شد. و اگه این روند ادامه پیدا کنه، همون آشه و همون کاسه. ان عدتم عدنا... برگردید مام برمیگردیم... مخلص کلام: به کوه آواز خوش ده تا خوش آید / مگو ناخوش که پاسخ ناخوش آید... به قول علی علیه السلام در خطبهء 153 نهج‌البلاغه: کما تَدینُ تُدان! عرضم تمام!

فایل صوتی


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم دی 1393ساعت 20:20  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام صاحبٍ جلال و اکرامی که جز او همه بر روی زمین فانیند. رحمن:27. میگن: غرض نقشی است کز ما باز ماند / که هستی را نمی‌بینم بقائی. میل به جاودانگی در انسان نهادینه است. شیطان هم به وجود این میل در آدم و حوا آگاهی داشت. از همین نقطه ضعفم وارد شد و اونها رو فریفت. گفت: از میوهء ممنوعه بخورید، تکونا من الخالدین. به حیات ابدی میرسید. اعراف: 20لذا به قول زنده‌یاد سلمان هراتی: آدم را میل جاودانه شدن از پلّه‌های عصیان بالا برد. میلش مجاز بود. خدا بقارو بهش میداد؛ عجله کرد. حتی انسانهایی که: «رضوا بالحیوة الدنیا و اطماءنّوا بها» (یونس:7) اونام میل به ماندگاری دارن؛ ولی آخه دنیا به درد موندن نمیخوره. کاش لااقل برای بعد از مرگشون و قبل از اتمام دنیا برنامه میریختن. مثل کاری که فرهیختگان و مخترعان و شاعران و مصنّفان می‌کنند. به قول اون شاعرهء معروف: کار هنری یکجور تلاش برای باقی‌گذاشتنِ خود و نفی معنی مرگ است. بدم نگفته... و این تلاش، «تغییر خلقت خدا» هم نیست که در قرآن به عنوان یک کار شیطانی معرّفی شده: آخه بعضیا دست میبرند توی خلقت خداگوش چهارپایان را می‌برند و با این کار: یُغَیّرُنَّ خلقَ الله. نساء: 119. چه کار بدی! اما مبارزه با یک مخلوق خدا با مخلوق دیگر خدا، مثل مبارزه با سرما به وسیلهء سرابیل: پوشاک، دستکاری در خلقت نیستنحل:81. حالا یک نویسندهء فنّان با اثر ماندگارش، مبارزه میکنه با فنا؛ مثل مبارزه با سرما. شاید نوعی «اخلاد الی الاءرض» که اون عالم بدنام بنی‌اسرائیل: بلعم باعورا دنبالش بود. اعراف:176. البته او کارش ناقص بود؛ به کم قانع شد و به رفعتِ درخور دست نیافت. خوبه انسان بلندهمّت باشه و حسنهء دنیوی و اخروی رو با هم بخواد. هم مثل«ترین‌»های کتاب گینس، اسمش بمونه؛ هم به «اخلاد بعد الارض» فکر کنه. هم حسن عاقبتِ اخروی آرزوش باشه؛ هم مثل سعدی «نقش بازمانده»ای از خود در دنیا بجا بگذاره. ایشون میگه: من دیدم گل عمر کوتاهی داره. همین پنج روزه شش باشد. به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد. لذا گلستانی تاءلیف کردم که همیشه خوش باشد. الان 780 ساله از تصنیف این کتاب میگذره؛ اما پلاسیده نشده و مصنفش به این آرزوش رسید که: غرض نقشی است کز ما باز ماند / که هستی را نمی‌بینم بقائی.. عرضم تمام!

فایل صوتی


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم دی 1393ساعت 23:39  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام خدایی که جز عواطف راءفتش، وسیله‌ای به سویش نداریم. از امام چهارم علیه السلام در مناجاة المتوسلین. میگن: هدف وسیله رو توجیه نمیکنه. بعضیا فک میکنن مقصدشون صحیح باشه، از هر راه میتونن بهش برسن. من دروغ میگم توی یک معامله سود میبرم؛ بدمش فقیر. نیّتم خیره. علی علیه السّلام در خطبهء 41 میفرماید: چه بد زمانی شده. مکر میکنن فکر میکنن زرنگیه: اتّخذ اکثرُ اهلِه الغدرَ کیسا... بله موءمن باید کیّس باشه؛ اما دغلکاری ممنوع! بعدش امام میگه: گاهی اوقات شرایطی برای موءمن پیش میاد: یری الحـُوّلُ القُلًّب، وجهَ الحیله. راه دوز و کلکو بلده. اما پا عقب میکشه. همه فک میکنن بیچاره کم آورد. بابا نمیخواد بی‌تقوایی کنه؛ ولش کنید!... قبل از واقعهء عاشورا، ابن‌زیاد برای عیادت میاد خانهء هانی بن عروه. از قضا مسلم بن عقیل پشت پرده‌س. شمشیرم داره. اما به قول علی علیه السلام: یدَعُها راءیَ عینٍ بعد القدرةِ علیها. نمیزنه... ای بابا! خب میزدیش... میگه: قصاص قبل از جنایت نمیکنم. بابا نزدی اون زدت... میگه: مهم نیست. نزدن من پیروزیه... علی علیه السلام در خطبهء 200 میگه: فکر نکنید معاویه از من زرنگتره. اگه دین و مروّت دستمو نبسته بود، لکنتُ من ادهی النّاس. از زرنگترین‌ها بودم. جالبه بیلان کار مولا دقیقا" این دست بسته بودنشو نشون میده. در زمان خلیفهء اول، ابوسفیان پیشنهاد داد: اگه دست به قبضهء شمشیر ببری، میتونی حق غصب‌شده‌تو پس بگیریا. گفت: نه. بعد از ترور خلیفهء دوم توی شورای تعیین جانشین، به علی گفتند: اگه علاوه بر کتاب خدا و سنت پیامبر، به سیرهء دو خلیفهء قبل، ملتزم باشی، باهات بیعت میکنیم. گفت: نمیخوام. شاید کسی بگه: بابا! به ظاهر قبول میکردی. مسلط به اوضاع که شدی، به شرط عمل نمیکردی. میگه: تعهد کنم بزنم زیرش؟ عمرا"... دریافتی مسلمانان رو از بیت‌المال یکسان‌سازی کرد. به اشراف و پیشتازان در پذیرش اسلام، همونقدر سهمیه داد که به آدمای معمولی. بهش گفتند: پولدارها رو دریاب. حمایتشون به دردت میخوره. فرمود: اتاءمرونـّـی اَن اَطلُبَ النّصرَ بالجور؟ خطبهء 126. بله کیه بدش بیاد از اینکه پایه‌های قدرت حکومت اسلامی محکم بشه؛ اما با اهرم ستم؟... نتیجه‌گیری: زرنگی خوبه. الموءمنُ کیّس... حتی خدعه در جنگ مجازه. کذبگویی مصلحت‌آمیز در اصلاح ذات‌البین مجازه. اما بجز این موارد، نباید برای رسیدن به هدف خوب، از ابزار بد استفاده کرد... هدف وسیله رو توجیه نمیکنه... عرضم تمام!

فایل صوتی


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 22:22  توسط شیخ 02537832100  | 

به نام زیبای مطلق. میگن: إنَّ اللهَ جَمِيلٌ، يُحِبُّ الجَمَالَ. خدا هم خودش زیباست هم دوستدار زیباییست... اگه طالب دیدار خدا هستی، بهش نگو: خودتو بهم نشون بده. ارنی انظر الیک. اعراف: 143. که نیرزد این تمنّا به جواب لن ترانی. وقتی چشم انسان، هفت برابر از چشم گربه در تاریکی ضعیفتره، دیدن خدا با این چشم، توقّع بیجا نیست؟ به جاش به قول حافظ: در روی خود تفرّج صنع خدای کن. به «آیینهء خدای‌نما»ی زیبایی متوسّل شو... قرآن وقتی به خلقت گوسفند اشاره میکنه، اولش میگه: منها تاءکلون. از فرآورده‌های لبنی و گوشت این حیوان می‌خورید. اما به این بسنده نمیکنه. تصویرسازی زیبایی میکنه که عکاسان و سینماگران، بهتر درکش میکنن. میگه: یکی از منافع دامپروری اینه که میاید می‌ایستید حرکت گلّه را در گرگ و میش صبح: حین تریحون، نگاه می‌کنید و حظّ می‌برید. هنگام غروب آفتاب هم که فوج گوسفندان از چـَـرا برمیگردند: حین تسرحون، تماشای این نمایش براتون لذّت داره: لکم فیها جمالٌ. نحل، 6. همه چی که شکم نیست... در داستان معروف همسفریِ خضر و موسی، سه رفتار از خضر سر زد. در دوتای اول یعنی: شکستن کشتی و کشتن جوان، وقتی موسی طاقت نیاورد و اعتراض کرد، خضر نگفت: هذا فراق بینی و بینک. اما توی سومی، عذر موسی را خواست. دیوار در حال ریزشی را خضر آستین بالا کرد برای تعمیر. هنر معماری... موسی به اصل کار نمیتونست اعتراض کنه. برگشت گفت: چرا مفتکی کار میکنی؟ لو شئت لاتّخذت علیه اجرا. کهف:7. خضر گفت:برو دیگه با من نمان... شاید دلیل این راندن این بود: توی دو تا بیصبری اوّلت، تحمّلت کردم، چون به نوعی اعتراضت وارد بود: تخریب کشتی و آدمکشی، واقعا" صورت زشتی داره: شیئا" اِمرا، شیئا نُکرا. .. اما سومی چی؟ اونکه تولیدی بود. زیبایی ساخت و ساز، خودش موضوعیّت داره. اعتراض به فرآوردهء هنری به بهانهء رایگان‌کارکردن، زشته. هنرهای زیبا ذاتا" ارزشمندند؛ همچنانکه منظرهء حرکت گلّه. سهم چشمو باید داد. همه چی که گوشت و شیر و پول نیست. وانگهی: زیبایی، پلیه برای شناسایی خدا. و اگه خودش، زیبایی رو دوست داره، میدونه که راه خوبیه برای شناخته‌شدنِ خودش و زیبائیهاش. لذا مولا علی و امام حسن مجتبی علیهما السّلام میگن: ان الله جمیل یحبّ الجمال... عرضم تمام!

فایل صوتی


برچسب‌ها: رادیو معارف
+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم دی 1393ساعت 2:7  توسط شیخ 02537832100  | 

ترکیب شعر سپید «ناکامزنده» از سروده‌هایم در اواسط دههء 60 با عکس روحانی شهید طباطبایی (از آبیک) که خودم در همان سنوات عکّاسی کردم... گرافیست: محمدمهدی منصوری، دی 93

+ نوشته شده در  شنبه ششم دی 1393ساعت 0:22  توسط شیخ 02537832100  | 

عروس مدّعی دیده لوچ از آب درآمد / سرابگونه وصال تو پوچ از آب درآمد

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم دی 1393ساعت 0:36  توسط شیخ 02537832100  | 

فردی به نام میمندی در یک گروه خوشنویسی وایبری به خوشنویسان اینگونه دعا کرد: «دستتان پر زور!»
و من این مصراع را ساختم: «خوشنویسان! دستتان پر زور و زر!»

دستتان پر زور! در کار قلم

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم دی 1393ساعت 0:8  توسط شیخ 02537832100  | 

صحبتم در خصوص نقشم به عنوان ائتلاف‌دهنده بین دین و هنر و نیز صحبتم در خصوص عدم نیاز به «مُصرّح‌بودن» شعر یعنی تصریح به نام معشوق مورد نظر... و نیز آوازم: گوشهء نغمهء بیات اصفهان روی بیت مقلوبی از حافظ و بیتی از صائب: تا کار خود به ابروی جانان ... لینک صوتی پشت صحنه که خودم ضبط کردم و صدای گویندهء رادیو در آن نیست.... لینک صوتی خروجی نهایی که از رادیو پخش شد.


برچسب‌ها: رادیو فرهنگ
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آذر 1393ساعت 21:5  توسط شیخ 02537832100  | 

ترانه‌سرای بدقولی در یکی از شهرها می‌زیست. گویند آهنگسازی ملودیش را تحویل او داد که برایش ترانه بنویسد... سالها بعد دیدش و پرسیدش: در چه مرحله‌ایست؟... گفت: مرحلهء ایست!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم آذر 1393ساعت 18:47  توسط شیخ 02537832100  | 

کرشمه‌های دوکاره دوگانه‌سوزم کرد!

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393ساعت 19:40  توسط شیخ 02537832100  |